عطا ملك جوينى

62

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

از خواصّ ، كار او نيز هم برين منوال تمام گشت ، دمى چند بشمرد و ناچيز شد * * بطعنه جهان گفت « 1 » كو نيز شد و كيفيّت و چگونگى اين حال از ذكر او « 2 » معلوم شود ، و در گوشها هر كس « 3 » از فتّانان مانده بودند و در كنج انزوا رفته و آوردن هريكى تطويلى داشت بالاى « 4 » يارغوچى « 5 » را با نوكران بلشكرهاى بيسو « 6 » فرستادند تا بحث و تفحّص اشباه و نظراى ايشان كنند و هركس كه درين كنگاج بوده است بياسا رسانند ، و اميرى ديگر بجانب ختاى فرستادند كه به همين مصلحت نامزد بود ، و چون « 7 » فتنها كه نزديك بود كه از هيجان شرّ « 8 » آن جهان « 9 » سوخته شود و انديشها از پيش خاطر برخاست و « 10 » پادشاه‌زادگان مذكور كه بتعليم معلّمان « 11 » بدانديش و تفهيم اميران بد كيش و مثل جليس السّوء كمثل النّار ان لم يضرّك حرّها لم يفتك

--> ( 1 ) د : بخنده فلك گفت ، ج ه : زمانه بخنديد ، ( 2 ) مثل اين ميماند كه مصنّف قصد داشته ذكرى ( يعنى فضلى ) در خصوص ايلچيكتاى بنويسد بعد قصد او از قوّه بفعل نيامده است ، در هرصورت در نسخ حاضره چنين فصلى نيست ، ( 3 ) ب ح افزوده‌اند : كى ( - كه ) ، د اصل جمله را ندارد ، ( 4 ) كذا فى ه ، آ ح : بالاى ، ب ج : بالا ، د : قودقان ( كذا ) ، ز ندارد ، جامع 305 : بالا ، ( 5 ) آ : يارعوجى ، ح : يارغوحى ؟ ؟ ؟ ، ه ز : يرغوجى ، ج : بارغوجى ، ب : بارقوجى ، د : فرحى ( كذا ) ، ( 6 ) كذا فى ه ، آ : بيسو ؟ ؟ ؟ ، ب ز ح : بيسو ؟ ؟ ؟ ، د : بيسو ؟ ؟ ؟ ، ج : يشنو ، ( 7 ) سوء تأليف ، جواب اين « چون » درست معلوم نيست چيست ، احتمال دارد « جناح مرحمت و رأفت الخ » در شش سطر بعد در آن واحد هم جواب اين « چون » و هم جواب « چون حسن سيرت و نقاء سريرت پادشاه جوان دولت الخ » باشد ، ( 8 ) كذا فى آ ب ز ، ج : شرر ، ه : شرار ، و لعلّهما انسب ، د : سر ، ح : شران سران ( كذا ) ، ( 9 ) ه : جهانى ، ( 10 ) د اين واو را ندارد ، - خبر اين « پادشاه‌زادگان » معلوم نيست چيست و عبارت ابتر است ، ( 11 ) كذا فى ه ، آ ج د ح : متعلمان ، ب : متعلمان ؟ ؟ ؟ ، ز : مفسدان ،